یكی از بستگان 35 سال پیش فتوكپی دو صفحه از گلستان سعدی را كه به گفته او میرزا ملكم خان بانی و حامی طراحی حروف و چاپ آن بوده ، به من داد. بعدها كه در كتابخانه ملی سراغ اصل كتاب رفتم نیافتمش. به هر حال به شیوه بسیاری از خطهای جهان جدانویسی شده. اصل حكایت سعدی را هم میآورم كه به خواندن متن كمك كند.

حکایت
درویشی به مقامی در آمد که صاحب آن بقعه کریم النفس بود. طایفه اهل فضل و بلاغت در صحبت او هر یکی بذله و لطیفه همیگفتند. درویش راه بیابان کرده بود و مانده و چیزی نخورده. یکی از آن میان بطریق ظرافت گفت: ترا هم چیزی بباید گفت. گفت: مرا چون دیگران فضل و ادبی نیست و چیزی نخواندهام؛ به یک بیت از من قناعت کنید. همگنان به رغبت گفتند بگوی گفت:
من گرسنه در برابرم سفره نان
همچون عزبم بر در حمام زنان
یاران نهایت عجز او بدانستند و سفره پیش آوردند صاحب دعوت گفت: ای یار، زمانی توقف کن که پرستارانم کوفته بریان میسازند. درویش سر بر آورد و گفت:
کوفته بر سفره من گو مباش
گرسنه را نان تهی کوفته است
وقتی در جلسه میپرسیم خال لب فرخلقا در گوشه راست لبش بود یا گوشه چپ، بیشتر حاضران آماده پاسخگویی میشوند و یكی بلبلتر، گوی از دیگران میرباید و بیوگرافی فرخ لقا را بیكم و كاست و بیحذف نقطهای تعریف میكند و نحوه آشناییاش را با امیرارسلان رومی و نامدار با آب و تاب وصف میكند و البته قمر وزیر و شمس وزیر را هم از قلم و كلام نمیاندازد و در آن میان با یك عرض معذرت از جمع، یك پرانتز كوچك به وسعت قصه حسین كرد شبستری باز میكند و پس از كلافه كردن جمع باز میگردد به فرخلقا كه یكی از كلافه شدگان جمع میپرسد بالاخره خال لب فرخلقا در گوشه راست لبش بود یا گوشه چپ، او در نهایت صرفهجویی و مینیمالیسم میگوید، گوشه راست لبش!
1. این كه خط قرمزها كجاست؟ پاسخ: با توجه به تفسیرپذیر بودن این امر پوزش مرا بپذیرید. قطعا اگر موردی بود برگزاركننده در این مورد تصمیم خواهد گرفت.
2. حد ویرایش عكس تا كجاست؟ پاسخ: به طور كلی، و نه دوسالانه، عكس خبری و عكس مستند دستكاری نمیشود. عكس تصویرسازی اساسا با دستكاری به وجود میآید.
3. آیا چند عكس را روی یك صفحه میتوان ارائه كرد؟ پاسخ: اگر با توجه به توضیحاتی كه طی چند یادداشت در مورد مجموعه عكس نوشتم، آن عكسها مجموعه تلقی شوند نه این كار را نكنید. اما اگر عكسها با كنار هم قرار گرفتن جلوه بصری خاصی را ارائه میكنند یا با در كنار هم قرار گرفتن مثلا دو عكس مفهوم سومی مطرح میشود میتوان این كار را كرد.
4. چرا عكسها را قاب شده نفرستیم؟ پاسخ: عكسهای برگزیده به طور همزمان در یزد و تهران به نمایش در میآیند. بنا براین امكان تهیه نسخه دوم با همان قاب و پاسپارتو برایمان وجود ندارد.

من دوستان مهربان و خوبی دارم كه یكی از آنها كتایون است كه در تبریز زندگی میكند. عكاسی هم میكند. امسال روز تولدم هدیهای به من داد كه كاغذ كادویش را بسیار قشنگ زینت داده بود. سپاسگزارم. وقتی كیارنگ نتایج داوری آبرنگ را در وبلاگش اعلام كرد دیدم عكسهایش برای نمایش انتخاب شده. این یكی از كارهای اوست كه از وبلاگ كیارنگ نقل میكنم.
1. خیر اكثریت مردم: از این منظر در نظر گرفتن منفعت جمعی هر حركتی را توجیه میكند حتی اگر از نظر معدودی غیر اصولی به نظر برسد. (همان مثال دكتر روشن: آزمایش نازیها بر روی اسیران، كه منجر به خیر جمعی شده است.)
2. خیر همگان. دیدگاه دموكراتیك میگوید، در نظر گرفتن فقط نفع جمعی (اكثریت) حقوق فرد (اقلیت) را پایمال میكند. و این برخورد درست و انسانی نیست و باید نفع آنان را هم در نظر گرفت. راه حل: از دید من راقم این سطور قانونی طلایی در این مورد وجود دارد كه میگوید، « با دیگران چنان كن كه خواهی دیگران با تو چنان كنند.»
در این مورد به ماجرای ادی آدامز اشاره میكنم. ادی آدامز برنده جایزه پولیتزر و عكاس عكس معروف اعدام ویتكنگ توسط رئیس پلیس سایگون، یك بار در مورد عكسی كه در زمان جنگ نگرفته بود چنین تعریف كرده بود: «روی تپهای در ویتنام، به اتفاق یك سرباز امریكایی، زمینگیر شده بودیم. مسلسلها میغریدند. دور و برمان پر بود از جنازه. از همه سو آتش میبارید. من در فاصلة یك و نیم متری یك سرباز 18 ساله روی زمین دراز كشیده بودم. وحشتی وصف ناشدنی را در چهره آن جوان میدیدم. دوربین لایكای خودم را كه عدسی 35 میلیمتری رویش نصب بود، جلو آوردم. سعی كردم دكمه شاتر را فشار بدهم. اما نتوانستم. دوباره سعی كردم این كار را بكنم ولی باز هم نشد. انگار انگشتم فرمان نمیبرد. بعدها فهمیدم كه من هم به اندازه آن جوان از مردن میترسیدم. فهمیدم كه چهره من هم مثل چهره او وحشتزده بود. دلم نمیخواست در آن حال كسی از من عكس بگیرد و تمام دنیا قیافه من را آن شكلی ببینند. هر چند كه چهره من و او بازگو كننده «جنگ» بود اما هنوز هم فكر میكنم كار درستی كردم كه آن عكس را نگرفتم.» آدامز در آن واقعه به قانون طلایی «با دیگران چنان كن كه خواهی با تو آن چنان كنند» توجه كرده بود. هر چند ممكن است او به تأثیر احتمالی آن عكس هم فكر كرده باشد، تأثیری كه ممكن بود پس از دیدن آن عكس بر دیگران بگذارد و مسیر جنگ را تغییر دهد. تأثیر آن عكس میتوانست به نفع جامعه و جمع باشد. تردید آدامز در گرفتن عكس از آن سرباز جوان نادر است. اغلب عكاسان حرفهای در چنین مواردی تردید نمیكنند. در مورد اصول اخلاقی گفتنی فراوان است فعلا شما را به دیدن این سایت دعوت میكنم تا بعد.
برنامهریزی سنجیده، برخورد احترامآمیز و نظم دوستان برگزاركننده جشنوارههای آبرنگ همیشه برایم ستودنی و مثال زدنی است. برای آقایان صالحی و علایی، دبیر كوشا و جوان، آرزوی توفیق و سلامت و برای آبرنگ آرزوی ماندگاری دارم.
| صفحه قبلی | |<< << < ... 12 [13] 14 ... > >> >>| | صفحه بعدی |