­برای تهیه مجموعه عكس می‌توان به چندین روش عمل كرد كه مهم‌ترین آنان یا (الف) پیاپی sequential است یا (ب) غیر پیاپی.

­ الف: در روش پیاپی عكس‌ها از نظر زمانی پیوستگی دارند و نمی‌توان ترتیب عكس‌ها را جا به جا كرد. فرض كنید ساختن یك ساختمان كه از اولین تا آخرین مرحله با فواصل زمانی معی­ن عكاسی شده باشد. در این شیوه اگر محل استقرار دوربین ثابت باشد تغییرات بهتر نشان داده خواهد شد و در هم آمیختگی ذهنی برای بیننده به وجود نخواهد آمد. نوع دیگر عكس پیاپی تعقیب موضوع در مكان‌های مختلف است با این شرط كه عكس‌ها از نظر زمانی پیاپی باشند. مثلا تعقیب و عكاسی از فردی كه از منزل خارج می‌شود تا به فرودگاه برود و سوار هواپیما شود. ضمنا باید اضافه كرد كه دو نمونه‌ای كه بدان‌ها اشاره شد مجموعه‌هایی فاقد مضمون ژرف و محوری هستند و در حد مشاهدات عكاس زمینگیر شده‌اند.

ب: یا این كه عكاس جنبه‌های گوناگون فعالیت‌هایی را كه در ساختمان‌سازی انجام گرفته و نهایتا به آماده شدن ساختمان منجر شده نشان دهد. در این شیوه هر عكس باید مكمل عكس‌های دیگر باشد در این نوع مجموعه هم اگر قصد عكاس پاسخگویی به این پرسش باشد كه ساختمان چگونه ساخته می‌شود مجموعه حتی اگر هم از نظر فنی قدرتمند باشد فاقد نگاه ژرف‌اندیشانه به موضوع است. مگر در خدمت بیانیه و نگاه عمیق و تحلیلگر عكاس باشد، مثلا دشواری ساختمان‌سازی و زندگی سخت كارگران ساختمانی، یا...

پ: در نمونه غیر پیاپی ممكن است عكاس برای اثبات بیانیه و اندیشه خود نمونه‌های مختلف و متفاوت را از محل‌های مختلف گردآوری كند. مثلا تكدی‌گری اگر موضوع كار او باشد می‌تواند از متكدیان و گداهای شهرهای مختلف ایران عكس بگیرد. باز در این كار هم نگاه ژرف‌اندیش عكاس و بیانیه و نگاه فلسفی او به ماجرا حرف اول و آخر را می زند. (ادامه دارد)­
هرگاه عكاس نتواند با یك عكس مقصودش را بیان كند یا موضوع چنان گسترده باشد كه با یك عكس نتوان تمام جنبه‌های آن را نشان داد، عكاس از چندین عكس (مجموعه عكس) استفاده می‌كند.

مجموعه عكس‌هایی را كه در مطبوعات منتشر می‌شوند می‌توان به سه دسته تقسیم كرد: اگر در ارتباط با خبر یا رویداد باشد، گزارش تصویری (photo-reportage)، اگر مثل م­قاله روی موضوعی معین متمركز شده باشد، مقاله تصویری (photo-essay)، و اگر بازگو كننده داستان یا روایتی باشد، داستان تصویری (photo-story) نام می‌گیرد.

مجموعه عكس جمع تك عكس‌هایی پراكنده نیست كه در كنار هم قرار گرفته باشند. متاسفانه بیشتر مجموعه‌هایی كه برای مسابقات ارسال می‌شوند، چنین هستند. اگر این نوع عكس‌ها را مجموعه بخوانیم (كه نمی‌خوانیم) پس آلبوم خانوادگی را هم باید مجموعه عكس خواند. تعداد عكس‌های مجموعه‌ها متفاوت است. جایزه پولیتزر بیست عكس را برای مسابقه خود مع­ین كرده است. (ادامه دارد)

neshane_3.jpg


neshane_1.jpg

neshane_2.jpg

براساس تقسیم‌بندی پیرس كه تقریبا مورد قبول همه واقع شده است، نشانه‌ها بر سه دسته‌اند: شمایلی، نمایه‌ای و نمادین.

1. شمایلی (Iconical):  نشانه‌ای است كه حاصل تشابه فیزیكی با مرجع خود است. مثلا عكس شما شبیه شماست. این تشابه همیشه كاملا دقیق نیست، مثلا در عكس سیاه و سفید و یا ... اما در حدی است كه مشابهت نشانه با مرجع خود را نشان دهد.

2. نمایه‌ای (Indexical): نشانه‌ای كه از طریق نزدیكی مكانی- زمانی یا از طریق علیت با مرجع خود مرتبط است. دود نشانه آتش و رد چرخ اتومبیل نشان وجود اتومبیل است هرچند آتش یا اتومبیل را نبینیم.

3. نمادین (Symbolical): این نشانه قراردادی یا اختیاری است، مانند چراغ قرمز برای توقف و چراغ سبز به معنای حركت اتومبیل‌ها یا افراد پیاده در چهارراه‌هاست. در نقد و تحلیل عكس باید به نشانه‌های موجود در عكس توجه كنیم.

24bb.jpg

سلام آقای عباسی اگر امکان دارد توضیحی در مورد "آزاد با رویکرد هنری و خلاق" بفرمایید. این عنوان تنها عکس های قاین آرت را در بر دارد؟ یا عکس مستند و یا خبری که به هر دلیلی خلاق به نظر برسد هم جزو این دسته قرار می گیرد؟ در مجموع اگر امکان هست توضیحی در مورد اینکه چه چیزی به یک عکس برجسب خلاق می زند بفرمایید. ممنونم - مهران افشار نادری


مهران جان طبق نظر شورای سیاستگذاری همان طور كه اشاره كرده‌ای هر عکسی چه مستند و چه ورزشی و چه...که دارای خلاقیت باشد جزو این دسته قرار می گیرد.

 

همكاران دبیرخانه یازدهمین دوسالانه عكس ایران اطلاع می‌دهند كه برخی از متقاضیان به جای یك مجموعه عكس چند مجموعه ارسال كرده‌اند و در ضمن بعضی از دوستان در پشت عكس‌هایشان نام عكاس را نوشته‌اند. نام عكاسان پیش از داوری از پشت این عكس‌ها حذف خواهد شد، بنابراین لطفا از نوشتن نامتان در پشت عكس‌ها خودداری كنید. در ضمن فقط یك مجموعه برای داوری ارائه خواهد شد. لطفا به موارد یاد شده در شرایط شركت، در فراخوان دقت فرمایید.

خبرگزاری مهر خبری را از سایت عكاسی برداشته و بی آن كه به منبع خبر اشاره كند، عینا به نام خبرنگار مهر منتشر كرده و در زیر خبر نوشته است، «امانت داری و اخلاق مداری: استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز می‌باشد.»!

15_feature.jpg­­


عكس‌های گیرا، كه در زبان انگلیسی به آن feature  می‌گویند، و در نشریات ما گاه زیر عناوینی چون «جالب و دیدنی» چاپ می‌شوند، تصاویری دلنشین و خوشایند هستند كه در میان عكس‌های خبری جدی سیاسی، اقتصادی و گاه عكس‌های دل‌آزار خبری از حوادثی همچون آتش‌سوزی، جنایت، مرگ و كشت و كشتار، موجب تلطیف روحیه خوانندگان روزنامه می‌شود.


راستش خیلی فكر كردم كه معادل فارسی مناسبی برایش پیدا كنم سرانجام به عكس گیرا رسیدم. این نوع عكس اصولا تاریخ مصرف ندارد و برای تمامی فرهنگ‌ها قابل درك است. گذشت زمان بر عكس گیرا تأثیری ندارد. عكس گیرای قدرتمند، بیننده را به خنده، گریه، شگفتی یا كنجكاوی وامی‌دارد. از نمونه‌های وطنی این نوع عكس می‌توان به مثلا شمری كه در مراسم تعزیه با آن لباس مخصوص عینك آفتابی مدل جدید زده و با تلفن همراه صحبت می‌كند یا شیرینكاری كودكان و شیرینكاری حیوانات خانگی اشاره كرد. عكس روستایی كه الاغ خود را زیر تابلوی پارك ممنوع نگاه داشته یا مواردی از این دست عكس گیرا تلقی می‌شود. عكس گیرا الزاما موقعیت طنز ندارد. عكس كارت پستالی و دل انگیز غروب آفتاب هم عكس گیرا خوانده می‌شود.

 

نخستین عكس كه با استفاده از روش هاف‌تون چاپ شد.

اخیرا كتابی با عنوان «روزنامه‌نگاری و روزنامه‌داری» از طرف دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها منتشر شده است كه در پیوست این كتاب در مورد قواعد مربوط به عكس و تصویرسازی و آیین‌نامه آرشیو عكس در روزنامه همشهری نكاتی ذكر شده است كه اطلاع از آن‌ها برای عكاسان خالی از فایده نیست.
اغلب پزشكان در مورد درمان بیماری‌ها تقریبا متفق‌القولند جز یك بیماری كه ظاهرا هنوز علاج و درمانی برایش نشناخته‌اند. این بیماری جوری است كه چشمان فرد مبتلا دیگران را می‌بیند اما خودش را نمی‌بیند. حتی در آینه نقش راستنما هم قادر به دیدن خود نیست. اسم این بیماری را بعضی‌ها گذاشته‌اند برون بینی و درون نبینی! بیماران مبتلا، چشم برونشان تیزبین و چشم درونشان تقریبا ناكار است. شیپور هم خوب می‌زنند. خیلی راحت ضعف برگزاری فلان جشنواره را متوجه می‌شوند، به‌آسانی ایرادهای نمایشگاه دیگران را متوجه می‌شوند. از مجله یا كتابی كه دیگران منتشر كرده‌اند كلی ایراد می‌گیرند. متوجه عیب سخنرانی دیگران می‌شوند و بی‌درنگ شیپور برمی‌دارند و می‌نوازند. اما اگر خودشان سمیناری برگزار كرده باشند، یامطلبی به زیور طبع آراسته باشند پر عیب و پر ایراد، به دلیل ابتلا به بیماری فوق‌الذكر توازن معرفتی‌شان ناگهان به هم می‌خورد. فرهنگستان كه از پرداختن به مسائل ادبی خسته شده است پس از پژوهش‌های فراوان در علوم پزشكی، نام این بیماری را «خود درازبینی و دگر ریزبینی» پیشنهاد كرده است. خوب این بار فرهنگستان مینیمالیستیك برخورد كرده و مثل دراز آویز زینتی به جای كراوات تركیب بلند پیشنهاد نداده است. * وام از نام نمایشگاه سیف الله خان صمدیان عكاس و نه آهنگر!
چند روزی كه خبری از من نبود در جشنواره فیروزه تبریز در معیت دوستان شمشیر می زدم. از قضا جشنواره مصادف شد با زادروز الاحقر كه به لطف و ابتكار حسن آقای سربخشیان، دبیر جشنواره، با كیك خارپشتی مزین به فشفشه و شمع، یك جشن تولد تاریخی و به یاد ماندنی در زیر باران نور فلاش دوستان برگزار شد كه از همه سپاسگزارم.
برای تمرین و نوشتن نقد عکس نکات زیر می‌تواند راهنما و گره‌گشا باشد. تقسیم بندی بر اساس نظر تری برت در كتاب «نقد عكس» انجام گرفته است. تاكید می‌كنم این متن برای تمرین است.

 نقد عکس: سه گام برای نقد عکس ابتدا به پرسش‌های زیر پاسخ دهید و سپس آن‌ها را روی کاغذ بیاورید. مقاله‌ای بنویسید که دارای مقدمه و مطلبی که حاصل ترکیب چهار عنصر زیر و سرانجام نتیجه‌گیری باشد.

 گام اول. توصیف
: هر آنچه را می بینید فقط توصیف کنید:
الف. عناصر: چه نوع خطوطی را می‌بینید؟ مستقیم، منحنی یا مورب یا...؟
• چه نوع شکل‌هایی می‌بینید؟ هندسی، غیرهندسی، یا ...؟
• چه نوع بافتی می‌بینید؟ زبر، نرم، دانه‌دار، درشت، ریز، پرپشت، و ...
• چه رنگ‌هایی می‌بینید؟ روشن، تیره، درخشان، یا اصلا رنگی در کار نیست؟ یا ...
• دامنه‌های خاکستری چگونه‌اند؟ پرکنتراست، کم کنتراست، تون‌های گسترده خاکسترِی، و ...؟
• عناصر درون عکس چیستند؟ آدم، ساختمان، درخت؟ و ...

ب. طرح: به عناصر تركیب بندی و سازماندهی هنری تصویر توجه کنید.
• عكس متوازن است؟ توازن موجود در عکس چگونه نشان داده شده است؟
• عكس متقارن است یا نامتقارن؟
• ریتم در عکس دیده می‌شود؟ این ریتم حاصل تكرار است؟ چه چیزی تکرار شده است؟ برای مثال ریتم حاصل تکرار خط، رنگ، شکل، یا چه چیز دیگر است؟
• نقطه کانونی (وضوح) کجاست؟ چه چیزی را در نگاه اول مشاهده می‌کنید؟
• فضا چگونه است؟ ژرف، تخت، یا...؟
• نقاط روشن‌تر در چه بخش‌هایی از عکس قرار گرفته است؟ (برای تشخیص بهتر چشم‌هایتان را نیمه باز کرده و از میان مژه‌ها نگاه کنید.) • نقاط تیره‌تر در چه بخش‌هایی از عکس قرار گرفته است؟

 گام دوم. تفسیر (فقط از روی آنچه كه دیده‌اید عكس را معنا كنید. مقصود و معنای عکس چیست؟ گام‌ یک سرنخ‌ها را به دست می‌دهد.)
• آیا عکاس به نسخه‌برداری مستقیم از واقعیت پرداخته است؟
• آیا عکاس می‌خواسته است به بیان احساس و عواطف بپردازد؟
• آیا عکاس به طرح و مبانی هنر توجه کرده است؟
• آیا عنوان عکس در باره مفهوم / یا مقصود عکس سرنخی به دست می دهد؟
• در اغلب عکس‌ها از این عبارات برای بیان مضمون‌ها استفاده می‌شود: قدرت، زیبایی، محبت، جنون، هیجان، شجاعت، پررمز و راز، مرگ، غصه، آرامش، تنهایی، گرایش به عناصر هنری، گرایش به مبانی طراحی.

گام سوم. ارزیابی (نتیجه‌گیری) ارزیابی کنید که:
• عكس تا چه حد در رساندن اندیشه و احساس موفق است.
• مفهوم رساست؟
• آیا معانی متعددی قابل استنباط است؟
• هنرمند چگونه می‌توانست پیام خود را بهتر برساند؟
• ارزیابی شما باید با بحث و استدلال همراه شود. عکس چرا موفق یا ناموفق است.

© اسماعیل عباسی
افسانه، بیتا، زهره، سپیده، سحر، سمیه، عسل، گلناز، نسترن، نگار، نگین، یاس، متاسفم كه به دلیل جلسه موزه به افتتاحیه نمایشگاهتان نرسیدم. عكس‌هایتان را قبلا دیده بودم. آرزوی موفقیت برایتان دارم.
امروز عصر مدیریت محترم انجمن عكاسان دفاع مقدس تلفنی اعلام آمادگی این انجمن و اعضایش را برای همكاری در تدوین پیش نویس قوانین عكاسی اعلام كرد. با سپاس از این دوستان، از دیگر انجمن‌های عكاسی و اعضای مستقل عكاسان مطبوعات و دیگر علاقه مندان آشنا به مسائل حقوقی، انتظار می‌رود كه در این مورد اعلام آمادگی كنند تا با همفكری و برنامه ریزی و خرد جمعی گام بعدی را برداریم.
امروز عصر (یك شنبه) در پی جلسه‌ای كه من و مسعود زنده روح كرمانی، دبیر اجرایی، با مدیریت محترم موزه هنرهای معاصر داشتیم قرار شد آخرین مهلت تحویل عكس‌ها به دبیرخانه دوسالانه عكس ایران 20 آبان باشد و نمایشگاه هم در دی ماه 1387 برگزار شود. شرایط شركت فرق نكرده و همانست كه قبلا هم اعلام شده بود. جزئیات و فراخوان از طریق رسانه‌ها اعلام خواهد شد. فقط این چند خط را نوشتم كه علاقه مندان به شركت جا نمانند.

یادم می‌اید زنده یاد سیروس طاهباز در سال 1353 در پی یافتن تاریخ دقیق تولد نیمایوشیج به تقویم هجری خورشیدی بود. او تاریخ تولد این شاعر نامدار را به تاریخ هجری قمری می‌دانست اما در پی تبدیل آن به تاریخ هجری خورشیدی بود. در دائره‌المعارف فارسی، به سرپرستی دكتر مصاحب با فرمول‌های پیچیده در مورد تبدیل تاریخ راه‌هایی را نشان داده بود، و من یكی دو روز درگیر شدم تا طاهباز را كمك كنم. الان همه چیز آسان شده است و در چند ثانیه می‌توان هر تاریخی را به تاریخ و تقویم میلادی، هجری و ... تبدیل كرد. به نظرم آمد برای دوستان پژوهشگر كه با این سایت آشنا نیستند، این لینك مفید باشد. البته اگر پیش از این دسترسی بدان نداشتند.

1. من یك سپاسگزاری بدهكار جناب نعما روشن هستم كه در كارگاه یك روزه لایت روم در فرهنگسرای نیاوران افتخار شاگردیشان را داشتم و خیلی از او آموختم.

2. به خاطر ارج نهادن به لطف دوستان تاكنون كمابیش تمامی اظهار نظرها را منتشر كرده‌ام، اما اجازه بدهید از این پس مطالبی را كه به طور مستقیم به بحث مربوط می‌شود، چه موافق و چه مخالف، و دارای نام و نام خانوادگی نویسنده است (و طبعا هر نویسنده مسئول نظرات خویشتن است) منتشر كنم. منصفانه است كه همگی برای هم شناخته شده باشیم و مستند بودن صراحت‌هایمان را با نام‌های مستعار كم‌اعتبار نكنیم. طرح دلتنگی‌هایمان را نیز به فرصت‌های دیگر واگذاریم و گره‌گشای بحث‌ها باشیم. پیشاپیش از همگی سپاسگزارم.

nachtwey.jpg


سال گذشته جیمز ناكتوی (كه در ایران به غلط نام او را نچوی می‌نویسیم) به خاطر 25 سال عكاسی از جنگ و ناآرامی‌های سیاسی در جهان موفق به دریافت جایزه تد Technology, Entertainment, Design شد. او به همراه بیل كلینتون، رئیس جمهور پیشین امریكا و ای او ویلسون زیست شناس دانشگاه هاروارد جایزه‌ یك صد هزار دلاری دریافت كرد. عكس‌های او در مورد شیوع گسترده بیماری سل در جهان، امشب در 50 شهر جهان و همچنین از طریق اینترنت به نمایش در می‌آید. ناكتوی یك سال روی این پروژه كار كرده است.اطلاعات بیشتر را از اینجا و این یكی بگیرید.

1. گرفتن عكس افراد سرشناس یا عادی در اماكن عمومی مانند خیابان یا پارك، منع قانونی ندارد چه آن‌ها موضوع اصلی عكس شما و چه در پس‌زمینه تصویر باشند.

2. اگر حادثه‌ای در مكان‌های عمومی اتفاق بیفتد می‌توانید هر چه دلتان می‌خواهد عكس بگیرید به شرطی كه كار پلیس یا رفت و آمد اتومبیل‌ها را مختل نكنید.

3. از مجروح یا مصدوم، در اماكن عمومی می‌توان عكس گرفت اما از لحظه‌ای كه به داخل آمبولانس منتقل شد فقط با كسب اجازه می‌شود عكس گرفت.

4. در داخل بیمارستان فقط با كسب اجازه می‌شود عكس گرفت.

5. بدون ورود به خانه افراد و از خیابان می‌توانید از فردی كه در هشتی، حیاط یا حتی اتاق خانه‌اش حضور دارد عكاسی كنید. نیازی به كسب اجازه از او ندارید. از نظر مقامات قضایی از فردی كه در برابر «دید همگان» است، یعنی مثلاً دارد چمن خانه‌اش را كوتاه می‌كند، یا در ایوان خانه‌اش نشسته یا حتی در پشت پنجره خانه‌اش ایستاده و افراد بیرون از آن ساختمان می‌توانند او را به‌راحتی ببینند، می‌توان عكس گرفت.

اما بهتر است عكاس در چنین مواردی نكاتی را رعایت كند. عكاس می‌تواند بدون استفاده از عدسی تله، و حداكثر با عدسی نرمال و مطابق آنچه كه چشم عادی می‌بیند، و بدون رفتن روی بلندی، مثلاً بالای درخت یا دیوار، عكس بگیرد. به هر حال قصد آن است كه عكاس بیش از ‌آنچه كه چشمان یك رهگذر متعارف می‌بیند، چیزی ثبت نكند.
چند وقت پیش، جوانی كه نمی‌شناختمش، تلفن كرد و با نگرانی گفت، الان داشتم از ترافیك خیابان عكس می‌گرفتم كه دوربینم را گرفتند و ضبط كردند. حالا چه كنم. گفتم دوستانه صحبت كن و دوربینت را پس بگیر، زیرا نه قانونی داریم كه به كسی این حق را بدهد كه عكسبرداری از ترافیك ممنوع است و نه قانونی داریم كه انجام این كار را تایید كرده باشد تا تو بتوانی به استناد آن حرفت را به كرسی بنشانی. البته نفهمیدم آخر قصه چه شد. اما یك نكته در این ماجرا خود را به رخ می‌كشد و آن نداشتن قانونی است كه حریم‌ها را مشخص كند تا كسی خودسرانه مانع كار عكاسان نشود. اما راه حل چیست؟ تدوین اصولی كه این چارچوب‌ها را مشخص كند تا هركسی به حدود كار و حقوق خود آشنا باشد، هم عكاسان و هم مجریان قانون. در حال حاضر راه این است كه انجمن صنفی عكاسان مطبوعات در این كار پیشقدم شود و طی جلساتی با شركت تعدادی از عكاسان و كارشناسان، با توجه به قوانین رایج در تمام دنیا و البته با نگاهی به مسائل جامعه خودمان چارچوب‌هایی را مشخص كند و آن‌ها را به مسئولان ذی‌ربط ارائه دهد. و در چند و چون و توضیح و توجیه این اصول به قول بعضی‌ها وارد چانه زنی شود. تا وقتی خود ما كه با این مشكلات رو به رو هستیم، اقدامی در جهت حل آن بر نیاییم مطمئن باشید هیچ نهادی در این مورد پا پیش نخواهد گذاشت. من این موضوع را با دوستان انجمن صنفی عكاسان مطبوعات و از جمله كاووس صادقلو و راهب هماوندی در میان گذاشته‌ام و منتظرم در مورد تشكیل چنین جلسه‌هایی هماهنگی صورت گیرد. در این زمینه كتابی به نام احكام عكاسی در دست است كه گرهی را نمی‌گشاید زیرا تاكنون مسئول یا مسئولانی پذیرش مسائل مطرح شده در آن كتاب را رسما اعلام نكرده‌اند و از سوی دیگر هركسی می‌تواند مسائل مطرح شده را به هر نوعی كه می‌خواهد تفسیر كند. از آن گذشته مسائل طرح شده در آن كتاب بسیار محدود و ناقص و گاه بی‌ربط است. در این مورد همچنین پس از جست و جو در سایت آمازون كتابی تهیه كرده‌ام به نام The Law for Photographers نوشته Leonard D. Duboff كه در آغاز می‌تواند راهنمای كار باشد. و سخن آخر این كه فعلا گله نمی‌كنم از دوستان دانشجو كه به جای پرداختن هزارباره به موضوعاتی نظیر لحظه قطعی برسون و یا سلف پرتره‌های سیندی شرمن و اخیرا شیرین نشاط می‌توانند به موضوعاتی نظیر همین موضوع بپردازند كه نمی‌پردازند.
صفحه 1 از 2
[1]  2  >> >>| صفحه بعدی