مصاحبه با نشریه کیوسک

kiosk_2

سال گذشته همین موقع ها حامد حیدری عزیز از دانشجویان کوشای روزنامه نگاری علامه طباطبایی گفت برای شماره دوم کیوسک، نشریه دانشجویی می خواهد با من مصاحبه کند. مصاحبه را همکار خوب و دیگر نشریه، معصومه حسینی اقدم انجام داد. مطلب در اردیبهشت 1394منتشر شد. با انتقال دانشکده علوم ارتباطات به (به گفته خودشان) دهکده المپیک، به دلیل دوری راه، عذر خواستم. ارتباطم با حامد و بچه های کیوسک قطع شد. خبر ندارم کار را ادامه دادند یا نه. با باز نشر همان مطلب یادشان می کنم و برایشان آرزوی موفقیت می کنم.

نشریه کیوسک، دو ماهنامه انجمن علمی دانشجویی روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی، سردبیر حامد حیدری، مصاحبه کننده، معصومه حسینی اقدم

***
مدرس عکاسی از کاستی‌های عکاسی خبری می‌گوید:
سردبیران عکس را نمی شناسند

اسماعیل عباسی مترجم و گردآورندة کتاب فتوژورنالیسم نوشتةکنت کوبر است. وی جلد اول این کتاب را برای اولین بار در سال 87 و جلد دوم آن را در سال 89 توسط دفتر مطالعات و توسعة رسانه‌ها  منتشر کرد. عباسی سال‌ها علاوه بر کار در مطبوعات، در رشتة فتوژورنالیسم تدریس کرده است و با زوایای این کار آشنایی دارد. در مورد کیفیت منابع آموزشی و کاستی‌های تدریس در این رشته با وی به گفت و گو نشستیم که در ادامه می‌خوانید.

*

در رشتة فتوژورنالیسم به غیر از کتاب کنت کوبر چه منابع دیگری فارسی وجود دارد؟

واقعیت این است که در زمینة آموزش فتوژورنالیسم، در حال حاضر، فقط همین کتاب را داریم. کتاب دیگری با نام عکاسی مطبوعاتی و خبرهای روز توسط انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است که نگاه محدود و متفاوتی به فتوژورنالیسم دارد و البته چندان هم دیده نشده است. ترجمه‌ای از ویراست‌ نخست کتاب کنت کوبر در سال‌های دور ترجمه و منتشر شده بود که به چند دلیل مورد استقبال واقع نشد، نخست اینکه رشتة عکاسی در آن زمان رونق امروزین را نداشت. از طرفی مترجم هم در این زمینه تخصص نداشت و کاستی‌های جدی در ترجمه، نگارش و چاپ کتاب وجود داشت. پخش کتاب هم ناموفق بود.
 با توجه به این که به آموزش پایه‌ای موضوع‌ها باور جدی دارم و نیز احساس کردم در جامعة ما چنین کتابی مورد نیاز است ، درگیر یافتن منبعی در این زمینه شدم. به اعتقاد من کتاب‌های مبنا و پایه برای آموزش در دانشگاه‌های ما در اولویت تولید هستند. پس به سراغ کتاب‌هایی در این زمینه رفتم. با جست و جویی که در اینترنت داشتم، نهایتاً به همین کتاب رسیدم. بخش‌هایی از محتوای کتاب را بررسی کردم و به این نتیجه رسیدم که این کتاب دستور عمل نمی‌دهد و نسخه صادر نمی‌کند، بلکه تجربة عکاسان دیگر را که در زمینه‌های مختلف خبری و کلی‌تر بگویم روزنامه‌نگاری کار کرده‌اند به ما بازگو می‌کند. مثلاً نشان می‌دهد که فلان عکاس در عکاسی ورزشی یا عکاسی جنگ با موضوع چگونه برخورد کرده و گره کار خود را چگونه باز کرده است. در نتیجه خواننده خودش می‌تواند براساس روحیات و توانایی‌های خود از این کتاب بهره بگیرد. در حالی که اگر نسخه‌ای صادر می‌شد و مخاطب توانایی انجام آن را نداشت، عملاً کار بی نتیجه می‌ماند. در ضمن توضیح بدهم که بیش از یک سوم مطالب این دو جلد کتاب را من بدان افزوده‌ام و در متن اصلی نبود.

*

پس اصلی‌ترین علت انتخاب این کتاب نیاز آموزشی بوده است؟

بله. در زمینه های دیگر عکاسی، مانند عکاسی هنری با تمام کاستی‌ها وضع اندکی بهتر است. ولی عکاسان خبری ما متأسفانه آموزش درست نمی‌بینند. عکاسان خبری در جاهایی که مشغول به کار می‌شوند، به‌طور تجربی کارشان را پیش می‌برند و به شکل علمی وارد موضوع  نمی‌شوند. در روزنامه‌ای استخدام شده و کارشان را به طریقی انجام می‌دهند.

*

مگر عکاسان خبری در دانشگاه آموزش نمی بینند؟

مشکل اساسی ما در این جاست که در رشتة روزنامه‌نگاری تنها درس عکاسی، درس فتوژورنالیسم است که درسی دو واحدی و غالباً به عنوان درسی اختیاری انتخاب می‌شود. در رشتة عکاسی هم درس عکاسی خبری جزو درس هایی است که مدرسان کارآزموده و آشنا به مباحث علمی و نظری کم داریم. حتی بیشتر بحث به سمت عکاسی مستند می‌رود. خوب، با این وصف دانش آموختة هیچ یک از دو رشته تسلط کافی برای انجام کار نمی یابند.

در حال حاضر کلاس‌های عکاسی خبری دانشکده چه کمبودها و کاستی‌هایی دارد؟


در حال حاضر و در این نیمسال تحصیلی و در این دانشکده 80 درصد دانشجویان از رشتة روابط عمومی و 20 درصد از روزنامه‌نگاری هستند. در نتیجه تلاش می‌کنم مبحث فتوژورنالیسم را به گونه‌ای با این وضعیت منطبق کنم. این دانشجویان خودشان عکاسی نخواهند کرد، بلکه در بهترین شرایط، مدیر روابط عمومی، دبیر سرویس یا سردبیر می‌شوند که با عکاس ارتباط خواهند داشت. در نتیجه، من آموزشم را به این سمت و سو می‌برم که یک مدیر در ارتباط با عکس و عکاسی چه کاری باید انجام دهد. 
با توجه به اینکه دانشجویان فعلی و مخاطبان درس من، دانشجویان عکاسی نیستند، وارد کار عملی نمی‌شوند، اما اگر این دانشجوها، دانشجوی رشتة روزنامه نگاری و با گرایش عکاسی بودند آن موقع قضیه فرق می‌کرد؛ آن موقع باید وارد کار عملی می‌شدیم و کارهایی که به آنها داده می‌شد در ارتباط مستقیم با تهیة عکس بود. متأسفانه الان کار عملی انجام نمی‌دهند.
باید گفت که عکاسان خبری از رشتة عکاسی وارد روزنامه‌نگاری می‌شوند، نه از روزنامه‌نگاری. دانش آموختة عکاسی هم که صرفاً عکاسی خوانده است بیشتر توانایی عکاسی دارد تا روزنامه‌نگاری. او در کار روزنامه‌نگاری اطلاعات و توانایی کافی ندارد. اگر او توانایی روایت و داستانگویی داشته باشد گزارش تصویری که تهیه می‌کند موفق از کار در خواهد آمد.

*

مشکلات عکاسی خبری را در حال حاضر چه می بینید؟

متأسفانه به دلایلی که کم و بیش بدان اشاره رفت بیشتر دبیر سرویس‌ها و سردبیرها عکس را نمی‌شناسند. در نتیجه از عکس و عکاسی آن‌طور که باید نمی‌توانند استفاده کنند. در روزنامه‌ها و پایگاه‌های خبری فقط یک مشت تصویر ثبت و ارائه می‌شود. مثلاً اگر پایگاه‌های خبرگزاری‌ها را نگاه کنید تحت عنوان گزارش تصویری یک سری عکس ارائه کرده‌اند که مطلقاً ساختار و ویژگی‌های یک گزارش خبری را ندارد. عکس‌ها زیرنویس ندارند و فقط تیتری دارند که مثلاً نوشته شده: «بازدید آقای روحانی از فلان مکان.» 
با وجود این، شماری از عکاسان ما با آژانس‌های خارجی کار می‌کنند و در نتیجة خواسته‌های آنان، توانسته‌اند آموزش ببینند و کارهای حرفه‌ای ارائه کنند. اما آژانس‌های داخلی ما چنین خواسته‌هایی ندارند یعنی با اصول کار آشنا نیستند. در نتیجه عکاسان صرفاً به تولید عکس می پردازند.

*

تحلیل شما از ضعف عکاسان داخلی چیست؟

جز موارد معدود، ما اصولاً یک ضعف کلی در جامعة خود داریم، این که وقتی وارد حرفه‌ای می‌شویم، فکر می‌کنیم که کاملاً بی نیاز از یادگیری هستیم. این مسئله تقریباً شامل همه رشته‌ها می‌شود. مثلاً اگر من در دانشگاه تدریس می‌کنم، تصور می‌کنم که همه چیز را می‌دانم و از آموزش بی‌نیازم در حالی که در این زمان، من وارد مرحلة حرفه‌ای دانشجویی خود شده‌ام. دانشجوی حرفه‌ای که باید آموزش ببینم، بخوانم و تحقیق کنم و لحظه به لحظه دانش خودم را به روز کنم، اما این روحیه کمتر وجود دارد. براین اساس عکاسان خبری هم عموماً فکر می‌کنند که با تسلط بر نکات فنی دوربین شیوة کار را می‌دانند و هرگاه شاتر را بزنند، عکس تولید می‌شود. تسلط بر مسائل فنی پیش نیاز کار عکاسی مطبوعاتی است و مرحلة بعد استفادة درست از مسائل فنی در بیان مقصود است. این که بیننده از طریق عکس و مشاهدة عناصر بیان تصویر مقصود را دریابد.

*

عکاسی دیجیتال چه تأثیراتی در کیفیت کار داشته است؟

قطعاً بی‌تأثیر نبوده و به کارِ تولید و انتقال اطلاعات خیلی سرعت بخشیده است. عکاسان با توجه به اینکه قبلاً از فیلم استفاده می‌کردند، صرفه جویی را مد نظر داشتند و پیش از عکاسی درنگ بیشتری می‌کردند و به دلیل کمبود امکانات فنی ناچار بودند که ورزیدگی بیشتری داشته باشند. اما الآن دوربین همة این کارها را برای عکاس انجام می‌دهد و به نوعی کار را برای ورود افراد کمتر حرفه‌ای آسان کرده و باعث شده حتی کارمندان سادة روابط عمومی کار عکاسی خبری را انجام دهند.

*

به نظرشما دیگر مشکلات این حوزه  چیست؟

افلاطون گفته، یا باید حکیمان حاکم شوند یا حاکمان حکیم شوند. در روزنامه‌ها دبیر سرویس‌های عکس، واقعاً باید کارشناس عکس باشند، نه اینکه تنها کار عکاسی بلد باشند. باید روزنامه‌نگاری و عکس را بشناسند و از لحاظ روانشناسی، جامعه شناسی و ...عکس را تحلیل کنند. بدانند هر عکسی با چه نوع واکنشی مواجه می‌شود. از طرفی سردبیران و دبیران بیشتر اهل قلمند و روزنامه‌نگار. آنان با عکاسی آشنایی چندانی ندارند، در نتیجه به عکس خیلی بها نمی‌دهند. عکس را درواقع ابزاری می‌دانند برای پُرکردن صفحه و برای شکستن فضای خشک و سنگین حروف. در حالی که اگر متن روایتی از یک رخداد است، عکس روایت دیگری است از همان رخداد.

هیچ نظری برای این مطلب وارد نشده است!
:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.