نامه‌ی سرگشاده به آقایان، مجید و حسین
نامه‌ی سرگشاده به آقایان، مجید و حسین که در سایت عکسخانه برایم مطلبی (کامنت) نوشته اند.
*
آقا مجید، حسین آقا، سلام. در پایگاه عکسخانه در زیر خبر «گزارش نشست اسماعیل عباسی در اردبیل» نظرهایی نوشته بودید که مرا به نوشتن این یادداشت ترغیب کرد.

مجید نوشته است:« اگر واقعا آقای عباسی گفتن "نشانه ی نمایه ای به معنای این است که پدیده‌ای نشانگر پدیده دیگر در عکس باشد بطور مثال: دود در عکس به معنای پدیده آتش است." واقعا متاسفم. چه لزومی دارد چیزی که بلد نیستم رو توضیح و شرح بدیم. !!! چه بهتر است که فقط در حد حیطه ی مطالعاتی خودمون حرف بزنیم.»

من جوان‌ها را دوست دارم و نسبت به آنها احساس مسئولیت می‌کنم و خودم را در برابر آنان پاسخگو می‌دانم. البته به یک شرط که از دایره‌ی ادب و نزاکت خارج نشده باشند. علت‌های پرخاشگری و خروج از چارچوب ادب و اخلاق را هم بدون آن که توجیه کنم، می‌شناسم. 

یک: مسعود زنده‌روح کرمانی، دوست ارجمندم از من و افشین شاهرودی دعوت کرد که در مراسم گشایش نمایشگاه سالانه‌ی عکس کرمان شرکت کنیم و از ما خواست (به اصطلاح غلط اما رایج) کارگاهی هم برگزار کنیم.
من بحث «خوانش عکس» را برای آنجا پیشنهاد و آماده کردم. از آنجایی که پس از هر سخنرانی و درس کلاس، معمولاً از شرکت کنندگان بازخورد بحث خودم را جویا می‌شوم، این بار نیز چنین کردم. برگزارکنندگان جلسه، از جمله آقای حمید قنبری گفت از بحث بخوبی استقبال شد، هم سالن پر شد و هم همگی به دقت پیگیر بحث بودند. افشین (شاهرودی) هم گفت، «عباسی، دشوارترین مباحث را چنان ساده و قابل فهم ارائه می‌کند که همه مطلب را دریافت می کنند.» او بحث مرا مفید و خوب ارزیابی کرد. 

دو: برای داوری عکس‌های بیست و یکمین جشنواره‌ی ملی هنرهای تجسمی جوانان من به همراه مسعود زنده‌روح و فرهاد سلیمانی به اردبیل دعوت شدیم. قرار بود مسعود زنده‌روح برای شرکت کنندگان کارگاهی برگزار کند که بازگشت زودهنگامش به تهران موجب شد چنین نشود و دوستان گفتند بچه‌ها خیلی به این کارگاه دل بسته بودند و الان دمق هستند. و از من و فرهاد خواستند در صورت امکان نشستی برای دوستان ترتیب دهیم. من گفتم بحثی را که در کرمان مطرح کردم به روز و آماده است و بازخورد خوبی هم داشته، و فرهاد هم پیشنهاد داد که درباره‌ی عکس‌های خود نمایشگاه صحبت کنیم و سرانجام قرار شد هردوانه باشد!

گزارش نمایشگاه را رحمان مجرد عزیز از اردبیل فرستاد و همان است که در سایت عکسخانه منتشر شد. به دلیل تلخیص، متأسفانه مطلب بریده بریده و ناقص و گاه متفاوت از گفته‌ی من از کار در آمده است. از جمله در مورد بحث من در باب زیرنویس که مغایر با منظور من است.

مجید آقا،

تعریفی که من از نشانه‌ی نمایه‌ای ارائه داده‌ام درست است. این که تو از این بابت «واقعاً متأسف شده‌ای» دلیلش را نمی‌دانم. نمی‌دانم به کدام منبع و مأخذ استناد کرده‌ای که موجبات تأسف ترا فراهم آورده است. همان طور که نوشته‌ای من هم معتقدم که «چه لزومی دارد چیزی که بلد نیستیم رو توضیح و شرح دهیم!!! چه بهتر در حد حیطة مطالعاتی خودمون حرف بزنیم». من تعجب می‌کنم تو که خودت این نسخه را می‌پیچی چرا خودت بدان عمل نمی‌کنی. (واعظ غیرمتعظ؟) من جست و جو کردم و در ترمینولوژی نشانه‌شناسی به انگلیسی این تعریف را یافتم. از خوش شانسی من در آنجا هم دقیقاً مثال مرا زده است، همین اولین سطر را بخوانی می‌فهمی،

Indexical Signs: signs where the signifier is caused by the signified, e.g., smoke signifies fire.

Iconic signs: signs where the signifier resembles the signified, e.g., a picture.
Symbolic signs: signs where the relation between signifier and signified is purely conventional and culturally specific, e.g., most words.

آدرس این مطلب هم چنین است. می‌توانی بروی و ببینی و از این پس بابت تعریف من متأسف نشوی. در دوره‌ی مدرسه به ما می‌گفتند، و ما هم یاد می‌گرفتیم که، اول اندیشه وانگهی گفتار. تازه اگر من اشتباه هم کرده بودم، به جای حالت لحن نامناسب بهتر بود تعریف درست را ارائه می‌کردی. بگذریم.

اما حسین آقا، شما 
با توجه به توضیحی که دادم اگر شما بحثی را امروز برای گروهی مطرح کنی و سپس دوباره همان بحث را برای همان گروه مطرح کنی حق با توست اما وقتی دو گروه جداگانه باشند چه ایرادی خواهد داشت؟

حسین آقا مشکل ما این است که از روی به گفته‌ی قدیمی‌ها مستوره (نمونه)، دو سه خطی که در خبرها آمده است، به قضاوت می پردازیم، هرچند که گفته‌ای «قصد قضاوت ندارم». اما قضاوت کرده‌ای.
*
اما سخن آخر. راستی چرا برای انتقاد یا اظهار نظر، پرخاشگرانه ناسزا می‌گوییم؟ دیگران را مسخره می‌کنیم؟ اگر مادر به ما بگوید، «مجید، الهی ذلیل بشی، اون بشقاب غذاتو چرا نشستی؟» بیشتر برایمان مطلوب است و به حرفش توجه خواهیم کرد یا «مجید جان، مادر به قربانت این بشقاب غذاتو می‌شستی»، کدامیک؟
تصور نمی کنم که کسی در دنیا باشد که از ناسزا و تمسخر خوشش بیاید. پس چرا در سایت‌ها مثل نقل و نبات به دیگران توهین کرده و مسخره‌شان می کنیم؟ مگر این که بپذیریم معنا و وزن واژه‌ها را نمی‌دانیم.
*
یک توضیح هم برای کسانی که «فکرها» می‌کنند! من بابت هیچیک از دو نشست وجهی دریافت نکرده‌ام.

یک توضیح هم برای مهران افشار نادری دوست بسیار بسیار نازنین و دوست داشتنی‌ام. مهران جان بهتر از من می‌دانی که مسئولیت انتشار مطلب توهین آمیز با اسامی مستعار یا جعلی با مدیریت سایت است.
*
به امید روزی که زبان‌ها و قلم‌هامان به ناسزا آلوده نشود.



محمد رضا معصومی [ ۲۹ شهريور ۱۳۹۳ ]

جناب عباسی سلام
از اصل موضوع که چه بود و چه شد بی اطلاعم.
ولیکن نحوه ی پاسخگویی تان به دل می نشیند.
پیشتر گفته ام و اینجا نیز می گویم گرچه تفاوت هایی در برخی زاویه نگاه ها به عکاسی داریم اما خودم را دانش آموز همیشگی شما می دانم.
و دو چیز را برای کسانی که ممکن است نداند یا چیزی به اشتباه به گوششان رسیده باشد می گویم.
۱-اسماعیل عباسی از کسانی است که اگر حیطه ی فعالیت هایش در باب عکاسی نبود جامعه ی جوان و حتی با تجربه ی عکاسی بسیار متضرر می شد.
۲- در دو مورد سلامت نفس اسماعیل عباسی را حس کرده ام. یکی به چشمم در کلاس های دانشکده ی خبر که مهمان می نشستم دیدم و دیگری در جریان ماجرای دفاع از حق عکسی که برگزار کننده ی جشنواره ی رشد(فکر کنم دوره پنجم) قصد پس گرفتن جایزه اش را داشت و ایشان با رعایت امانتداری مانع آن شد.
امیدوارم روزی در عکاسی شاهد دو موضوع باشیم.
ادب و شجاعت توامان در نقد. / پاسخ: از لطف شما سپاسگزارم.قرار نیست همه همفکر و همنظر باشند تا بینشان دیالوگ برقرار شود. با حفظ حرمت می شود موافقت کرد یا مخالفت. آزادی بیان، آزادی قلم، با حفظ حرمت. باز هم ممنون.


حسین کنتی [ ۲۹ شهريور ۱۳۹۳ ]

با سلام.
امیدوارم دوستان عزیز که این مطلب رو میخونن، قبل از همه چیز به اظهار و نظر بنده در سایت عکسخانه مراجعه کنند و سپس به گفتمان شکل گرفته در اینجا.

آقای عباسی عزیز، فکر کنم این گفته از سوی شماست: زبان سرچشمه ی سوء تفاهم هاست.
اما من قصد ندارم در مورد سوء تفاهم حرف بزنم و توجه شمارو به چندتا نکته جلب می کنم.
- من فکر می کنم دیدگاه شما در مورد زبان خشونتی که بنده رو به اون اتهام می کنید و اینجا در موردش بدون پشتوانه قضاوت می کنید و اون هارو به واژه تبدیل می کنید؛ یه کم سطحی باشه. (برای این حرفم پشتوانه دارم)
+ من مطلب رو با پی نوشت از بدنه جدا کردم و با شناختی که داشتم سعی بر این داشتم که گفتمانی که از نظر شما شکل گرفته رو به ایدئولوژی برسونم. اگر به این باور باشید که هدف شما از گفتمان و ارائه رسیدن به مفاهیم و رویکردهای جدید در این حوزه باشد. در غیر این صورت برای رفع اتهام به پیشنهادی که در عکسخانه و اینجا هم آن را تکرار می کنم رجوع می کنم:
+ اگر با آنچه در سایت مخالف هستید و اظهار می کنید سخنان شما نیست؛ پس می توانید آنرا تحصیح کنید. و اگر بر این باور هستید که این مطالب باب روز و ... هست و از اهمیت زیادی برخوردار هست می توانید به عنوان یک پروژه اون رو در دسترس سایت ها قرار دهید.
( احساس می کنم به مثالی که زدید در پیشنهاد اشاره کرده ام.)
در مورد تمسخر و ... که بیان فرمودید، بنده چنین قصدی نداشتم و اگر چنین برداشتی داشته اید عذر خواهی می کنم. البته در یک گفتمان هر شخصی بر پایه یک شخصیت وارد آن گفتمان می شود (البته آنچه در سایت عکسخانه اتفاق می افتد اگر به دیدگاه شما فکر کنم، به این نتیجه می رسم زبان خشونت بنده در راستای آنچه توسط دوستان برگزار کننده در راستای سخنان شما در سایت عکسخانه انتشار یافته است. و اگر شما فرد روشنفکر و نکته سنجی نسبت به این موضوع باشید نمی بایستی با این طرز تفکر در اینجا به این نکته اشاره می کردید! و البته باز هم اشاره می کنم چنین قصدی را نداشته ام.)
در مورد قضاوت باز هم حق را به خودم می دهم چون اشاره کردن من به موضوع دو قسمت دارد؛ جایی که شما آن را قضاوت می نامید من آن را در طی گفتمان ارائه داده ام و همین که در متن اصلی قرار نداده ام گواه زبان من هست.
- در مورد اینکه وجهی دریافت نموده اید یا خیر؛ فکر کنم مساله ای نیست که مربوط به من باشد و فکر هم نکنم یه چنین موضوعاتی را در جایی بیان کرده باشم. و اشاره به این موضوع برای من کمی گنگ هست.
- البته گفته های شما و البته جهت گیری ها و از نظر خودتان نصیحت گفتن و اینکه می گویید ناسزا؛ در صورتی که این قضاوت خیلی بدتر از گفته های من هست (چون شما دارید از منظر یک استاد و بزرگتر به من نگاه می کنید.) از آن نظر که شما به گفته های من می اندیشید. چون شما در تحیل تان از بنده در مورد "شخصیت" دچار سو تفاهم شده اید؛ اگر به این معتقد باشید که زبان سرچشمه ی سوء تفاهم هاست، از سوی دیگر بجای رفتار سوژه وار با زبانی که سخن گفته ام، به مرور سابجکت وار سخنان من بپردازید. من تمام چیزهایی که از آن سخن می گویید را می فهمم.
- در مورد موضوع (خوانش عکس) هم به این مورد اشاره می کنم که دود نمایه ای از آلودگی هم هست.
- در مورد مطرح کردن بحث برای یک گروه و ... با توجه به هم زمانی ای که بیان شکل گرفته در آن ارائه می شه، هر دو گفتار آنچه بازخورد اشاره می کنه (هر دو گزارش یکی هست) "موقعیت کنون"ی رو برای گروه سوم از بین می بره. (و از نظر بنده این به دلیل عدم بینش مناسب برای ارائه مطالب هست.)
و البته این بستگی به دیدگاه برگزار کننده هم داره. متاسفانه اساتید و ... بجای معرفی کتب؛ باز نشر قرار دادن مقاله ها در سایت و... به فکر ارائه مطالب در ورکشاپ ها هستند؛ مخاطبان با توجه به بازخورد( یکی از دوستان در سایت عکسخانه)، به علت عدم آگاهی از ضعف در این حوزه رنج می برند و باز به دلیل سردرگمی اساتید در معرفی منابع و تالیف و ترجمه اشاره به این موضوعات با تمرکز زدایی و در هاله از ابهامات صرفا آکادمیک در مقطعی به اون اشاره می شه، بدون اینکه اون موضوع رو به طور کامل داشته باشند.
کتاب هایی مثل نشانه های درام نوشته مارتین اسلین به این موضوعات به صورت فراگیر اشاره می کنه.

و در آخر با اشاره به اینکه گفته هایی که در اینجا به آن اشاره کرده اید به جز یک مورد -سوالتان- پاسخی برای این موضوع دریافت نکرده ام.
با آرزوهای نیک
حسی کنتی


مهران [ ۲۹ شهريور ۱۳۹۳ ]

سلام آقای عباسی
اول از همه ممنون از لطف و توجه همیشگی شما.
در مورد سیاست عکسخانه برای انتشار کامنت‌ها با اسامی مستعار یک نکته‌ای وجود دارد که لازم است با شما و دیگر خوانندگان در میان بگذارم. یکی از کارهایی که از نظر فنی پیش روی ما بوده و البته از نظر اقتصادی هم کاملا قابل توجیه است عضوگیری در سایت است و کامنت‌گذاری را منوط به عضوشدن در سایت و وارد شدن به حساب کاربری کنیم. در این حالت خیالمان می‌تواند راحت باشد که حداقل فردی که نظرش را برای مطالب می‌نویسد ایمیلی معتبر دارد و البته در این میان اعداد اعضای ثابت سایت هم اضافه شود. اما به دو دلیل این کار را انجام ندادیم. اول اینکه در مملکت (و دنیایی) که که همه چیز شدیدا کنترل می‌شود حداقل در سایتی مثل عکسخانه بیاییم و کمتر کنترل کنیم و اجازه بدهیم فارغ از اینکه چه اسمی قرار است ثبت شود به ساده‌ترین شکل کامنت گذاشته شود. فکر می‌کنم این امکان در جاهایی هم جلوی بعضی از تعارف‌ها و نان قرض دادن‌ها را در بحث‌های عکاسی می‌گیرد. شاید در شرایطی که نمی‌توانیم تعارف را کنار بگذاریم همین مستعار بودن قابل توسعه به دیگر جلسات جامعه عکاسی بود در مواردی باعث پیشرفت بیشتری در عکاسی بودیم. دلیل دوم هم این است که هرچقدر هم تلاش کنیم که اسامی و نشانی معتبر استفاده شود باز همچنان امکان ثبت اسامی مستعار وجود دارد. در کل وقتی صحبت از مسئولیت می‌شود برای مدیریت عکسخانه راحت‌تر است که مسئولیت اسامی مستعار را تمام و کمال بپذیرد تا اینکه قرار باشد روزی در این شرایط سخت قرار بگیرد که هویت کاربری را در اختیار شخص یا نهادی قرار بدهد. آن‌چه گفته شد دلیل ساده‌گرفتن عکسخانه در نحوه درج اسامی در بخش کامنت است که در بسیاری از موارد هم قابل تشخیص نیست مستعار بودن یا نبودن مثل همین دو کامنتی که بر روی سایت قرار گرفته و مورد اشاره شما است چرا که هر دو عزیز همراه با کامنت خود ایمیل خود را هم وارد کرده‌اند. در مجموع فکر می‌کنم این قضیه برای نشریات ما هم حل شده است و ستون خوانندگان روزنامه‌ها به عنوان مثال بر اساس تماس‌های تلفنی بی‌نشان است و یا تماس‌هایی که در کانال‌های تلویزیونی با بینندگان گرفته می‌شود که در این موارد هم مسئولیتی را متوجه کانال‌های تلویزیونی نمی‌کند. . البته همانطور که گفته شد مسئولیتی اگر قرار است ایجاد شود ترجیح سایت بر این است که متوجه خود سایت باشد. و اما بخش سخت ماجرا و قضاوت کردن در مورد توهین‌آمیز بودن کامنت‌ها. بنده هم باور دارم که آنچه تا به حال گفته شد نباید این سوتفاهم را در ذهن مدیریت عکسخانه ایجاد کند که پس هر کامنتی بر روی سایت قرار گرفت هرچقدر هم که توهین‌آمیز باشد تایید شود و در واقع از آن طرف بام بیفتیم. همانطور که در مواردی هم جلوی کامنت‌ها گرفته شده است و در مجموع گاهی تاییدکردن یا نکردن یک کامنت سخت‌ترین کار دنیا می‌شود. در این مورد سوالی که مطرح می‌شود این است که چه کامنتی توهین‌آمیز است. کامنتی که در آن ناسزا وجود داشته باشد که قطعا توهین آمیز است و تایید نمی‌شود اما در مواردی که ادعایی مطرح می‌شود فکر می‌کنم یا صحبت مطرح‌شده در کامنت منطقی است که هیچ یا کلا لحن کامنت خیلی جالب نیست (و البته صد در صد هم توهین آمیز نیست) و صحبت‌های مطرح‌شده در کامنت به دور از منطق است که خواننده آن کامنت با توجه به مجموعهصحبت‌های مطرح‌شده کلا نظر آن شخص را بی‌اعتبار می‌داند و فکر نمی‌کنم کامنتی که در آن صحبت‌های چندان مستدل مطرح نشود خریداری داشته باشد. برای همین سعی کردیم در عکسخانه فقط کامنت‌هایی که به طور مستقیم توهین‌آمیز هستند را تایید نکنیم و کاامنت‌هایی که تایید می‌شوند چه مورد تایید ما باشند و چه نباشند هزار و یک حرف می‌توانند بزنند. و این خود محتوا و فرم صحبت‌های مطرح‌شده در این کامنت‌ها هستند که می‌توانند به کامنت‌ها اعتبار بدهند یا آنها را از اعتبار بیندازند و نه گزینه تایید یا دیلیت کامنت‌های بخش مدیریت سایت عکسخانه.
در نهایت به دور از تعارف قطعا در مدیریت عکسخانه در مواردی نقص‌هایی وجود داشته و دارد و تلاش سایت بر این بوده که توجه شما و مواردی که چه در این نوشته و چه پیش از این لطف کردین و متذکر شدین تاثیر خودش را بر روند کلی سایت داشته باشد و امیدوارم که همینطور هم باشد./ پاسخ: اظهار نظر با نام واقعی موجب می شود افراد احساس مسئولیت کنند و در بیشتر موارد حرمت نگهدارند. قصد این نیست که آدمها را سانسور کنیم. اعتقاد راسخ به آزادی قلم و بیان دارم. مرادم پذیرش مسئولیت است. در این صورت مسئول محتوای مطلب نویسنده است نه سایت. مسئولیت سایت در اانتشار آن مطلب خواهد بود. طبق منشور اخلاقی روزنامه نگاران جهان افشای منبع خبر غیر اخلاقی است و کسی از سایت انتظار ندارد ایمیل و تلفن نویسنده را در اختیار دیگران قرار دهد. من به عنوان اسماعیل عباسی مراقب بیانم خواهم بود اما با اسم مستعار حسنعلی جعفر می توانم بی محابا هرچه می خواهم بنویسم. دوستدار شما.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.