عکاسی مستند و مستند اجتماعی چیست؟ (3)
دوستان گرامی. انتظار می‌رفت شرکت کنندگان در این بحث بیش از این باشند زیرا عکاسی مستند شکلی از عکاسی است که عمومیت بیشتری دارد و همه کمابیش این نوع عکاسی را تجربه کرده‌اند. اما چنین نبود. من بر اساس آموخته‌ها و تجربه‌ام، برای عکاسی مستند چنین تعریفی قائلم: عکاسی مستند گونه‌ای از عکاسی است که در آن عکاس رخدادهای پیرامونش را ثبت می‌کند و می‌کوشد از موضوع، (و عموما مردم،) بی‌طرفانه، عکسی واقعیت‌گرا، واقع‌نما و راستگو ارائه دهد. البته در مفهوم کلی هر عکسی مستند است. زیرا هر عکسی سند رخدادی است که واقعا در مقابل دوربین اتفاق افتاده است. حتی عکس صحنه‌آرایی شده و ساختگی نیز به تعبیری سندی است که معرف ذوق هنرمند در زمان و مکان معینی است. اگر چه بنا به باور پذیرفته شده، عکس مستند به عکسی گفته می‌شود که دخالت عکاس در رویداد مقابل دوربین باید در چنان حدی باشد که انگار عکاسی در پشت دوربین نبوده است. با وجود چنین محدودیتی، عکاسان موفق مستند، با رویکردهایی خاص، چنان عمل کرده‌اند که از یک سو کمترین دخالت را در تغییر چگونگی ثبت رخداد داشته‌اند و از سوی دیگر سبک شخصی‌شان در عکس محسوس بوده است (نمونه: هانری کارتیه-برسون و الیوت ارویت و...) در عکاسی مستند اجتماعی که نوعی از عکاسی مستند است، هدف، مستند ساختن شرایط اجتماعی (و احتمالا اثر گذاری بر آن) است. یکی از همکاران معتقد بود وجود هر نشانه از انسان در عکس به معنای مستند اجتماعی است. چنین تعریفی مرا قانع نمی‌کند. آیا عکس یک تابلوی راهنمایی و رانندگی را می‌توان عکس مستند اجتماعی خواند؟ من عکس‌هایی نظیر عکس‌های گروه عکاسان اداره تامین کشاورزی (FSA)، عکس‌های لوییس هاین و جاکوب ریس را به عنوان نمونه عکس‌های مستند اجتماعی مثال می‌زنم. منتظر شنیدن نظرهای شما هستم. اسماعیل عباسی
حسین اسماعیلی [ ۳۰ آذر ۱۳۹۰ ]

سلام استاد گرامی
در بوشهر از بخت خوش ساعتی سرکلاس درستان نشستم و لذت بردم و برای تعریف جامع عکاسی مستند جهت ارسال عکس به جشنواره فجر ماهشهر به اینجا رجوع کردم. پاینده باشید. / سلام حسین عزیز. خوشحالم از اینکه بحث مورد استفاده بوده. موفق باشید.


احسان [ ۲۶ آبان ۱۳۹۰ ]

با سلام خدمت استاد گرانقدر
من امروز با سایت شما آشنا شدم و روز شنبه 28آبان ماه در کلاس های عکاسی می خواهم شرکت کنم آیا این حرفه را می توان به عنوان شغل در نظر گرفت یا نه فقط برای تفریح و سرگرمی است ولی من عاشق عکاسی هستم و هرکجا که میروم با دوربین موبایلم عکس میگیرم و ثبت میکنم لطفا راهنمایی های لازم را در این خصوص و زمینه اگر وقت داشتید به این نوآموز بیاموزید / پاسخ: سلام. بی تردید خیلی ها در دنیا شغلشان عکاسی است. البته در کشور ما وضع فرق می کند. پیشنهاد می کنم از حالا برای این موضوع برنامه ریزی نکنید. در کلاسها شرکت کنید. در طول راه هم خودتان را بیشتر خواهید شناخت و هم عکاسی را. آن وقت با دید بازتری می توانید ارزیابی کنید. موفق باشید.


سپهر خلیلی [ ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ ]

جناب عباسی سلام:
من چند بار خدمت رسیدم آدرس بلاگم را گذاشتم تا شما سر بزنید و نظرتان را برایم بنویسید اما تشریف نیاوردید. بگذریم.
من عکاسی مستند خیابانی کار می‌کنم .آنالوگ کار می‌کنم. با سری آر لایکا کار می‌کنم. تاریکخانه ای دارم. چاپ را هم خودم انجام می‌دهم. 5 یا 6 سال است عکاسی می‌کنم. عکاسی خیابانی را با تمام سختی هایش دوست دارم .و احساس هم نمیکنم روزی بتوانم راهایش کنم. با این همه از روند عکاسی که در ایران شکل گرفته است ناراضی هستم. به اعتقاد من تعداد عکاسان ایرانی از انگشتان 2 دست فراتر نمی‌رود. رو آورده‌ایم به عکاسی چیدمان. فاضلاب ذهنی عکاسان اروپایی را در ایران به مضحکترین شکل ممکن پیاده میکنیم و نام خود را عکاس میگذاریم.عکاسی مستند اجتماعی در ایران در حال نابودی است .
متاسفم. / پاسخ: دوست گرامی به لطف دوستان، چنین درخواست‌هایی کم نیست و من هم چون تایپ کردن برایم سخت است از خیر اظهار نظر می‌گذررم. شما بزرگوارانه مرا ببخشید. خیلی از دوستان عکس می‌فرستند و نظرخواهی می‌کنند. حاضرم حضوری نظر بدهم اما تایپ نکنم! اما اظهار نظرتان در مورد کار دیگران دیکتاتور مآبانه است. به تعداد آدمها سلیقه داریم و هیچ تفکری مطلق نیست. من گلابی دوست دارم و شما سیب و می‌گویید گلابی مزخرف است! این همه تنوع رنگ، این همه تنوع مخلوقات، این همه تنوع گل و گیاه نشان از گوناگونی هستی دارد. با نوع کلام شما موافق نیستم. تعداد عکاسان خوب هم بیش از این هاست. اگر روزی پذیرفتید که غیر از اندیشه شما اندیشه دیگری هم حق حیات دارد مشکلات حل می‌شود.


جاوید خدمتی [ ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ ]

با سلام حضور استاد گرانقدر
من علاوه بر تعاریفی که از عکاسی مستند و مستند اجتماعی ارائه فرمودید برداشتم از عکاسی مستند اجتماعی شبیه تعبیرم از اشعار زیبای حیدر بابا ی شهریار است یعنی از باسوادترین افراد جامعه تا بی سوادترین آنها برداشت تقریبا یکسانی از عکس داشته باشند عکسی بی غل وغش صرفا برای آگاه سازی مسائل ساده زندگی پیرامون.
عکسی که اطلاعاتی را اعم از نحوه زندگی-کار -واقعیت های پیرامون و البته بیطرفانه داشته باشد و صرفا برای تزیین دیوارنمایشگاه نباشد و کارکردهای مختلفی داشته باشد تنها دخالتی که عکاس میتواند داشته باشد استفاده از کارکردهای فنی دوربین و دید زیباشناسانه موضوع است که منجر به برجسته سازی موضوع و هدایت بیننده به مسائل مهم از دید عکاس است.
دوستی می گفت اگر برای اثبات حرفت مجبور نشوی قسم بخوری و با نشان دادن عکس حرفت را ثابت کنی آن عکس مستند است.


کرامت منظوری [ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ ]

جناب عباسی
طبق تعریف ترسن رایت ، عکس مستند ، عکسی است که بتوان آن را در سه گروه قرار داد و دارای این سه ویژگی باشد : شهودی ، پندآموز ، بحث انگیز . بنابراین عکس مستند عکسی است که :
1. هدفش ارایه ی یک تصویرِ شفاف (رِآلیست) از وقایع به بیننده باشد.
2. بتواند مطلبی را به بیننده بیاموزد و آگاهی های او را افزایش دهد
3. هدفش متقاعد کردن بیننده در زمینه ی یک نقطه نظر خاص باشد
ضمناً دو صفحه از مقاله ی ترنس رایت در کتابش به نام The photography handbook
را به ایمیل شما فرستادم.
راستی ، آقای مختار حسین زاده موضوع را به مسئله ای بسیار مهم انتقال دادند – داوری عکس. گفته های ایشان دور از واقعیت نیست. اگر از دغدغه ی مستند فارغ شدید ، لطفاً به این مطلب بپردازید.
برای ارزیابی کارهای هنری از جمله عکس ، معیار4=2×2 وجود ندارد و اگر هم معیاری وجود داشته باشد کاملاً سلیقه ای است. پس چگونه می توان با قاطعیت گفت یک عکس از بین هزاران عکس برنده ی جایزه ی اول است؟ دیدیم که دو سالانه ی نهم چقدر بحث انگیز بود و هیچ کس ندانست که برنده ی اول با چه معیاری برگزیده شده است. هادی شفائیه نوشت " از داوری دو سالانه ی نهم ، استخوان های نیسفورنیپس در قبر لرزید". هرگاه اسمی از داوری در هنر را می شنوم به یاد این ماجرا می افتم :
در یکی از شهرهای اروپا مسابقه ی جالبی برگزار شد – تقلید حرکات چارلی چاپلین. از قضا خودِ چارلی هم در آن شهر بود و به طور ناشناس در این مسابقه شرکت کرد. می دانید چه شد؟ چارلی چاپلین نفر پنجم شد و جایزه ای هم نگرفت.


علی [ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ ]

با سلام! به نظر بنده استناد و صداقت بیان در عکس مستند اجتماعی هنوز هم حرف اول را می‌زند. اصلاً این امر علی‌رغم پیشرفت تجهیزات و نرم افزارهای دستکاری پیشرفته عکس هنوز هم در روان‌شناسی اجتماعی و ناخودآگاه افراد جامعه موجود است چرا که اصول هیچ‌گاه دچار کهنه‌گی و اضمحلال نمی‌شوند ولی مسئله اصلی این است که بتوان به روشی که می‌فرمائید بشود عکاسی کرد وقتی شما در حین عکاسی ترس داشته باشید که الان ممکن است مورد بازخواست قرار بگیرید که چرا از این پیرمرد دستفروش عکس می‌گیری برای کحا می‌گیری و... تمام تلاشت این است که زود شاسی را فشار دهی و دوربین را قایم کنی که لااقل به خاطر نگرفتن آن نمای زیبا و ارزشمند که با تو حرف می‌زد عقده‌ای نشوی! بگذریم از این‌که این نوع کار جنون خاصی می‌خواهد که جورها بکشی و گرسنگی‌ها مرارت‌ها و شرارت‌ها و آخرش هم بعد از مردنت بفهمند چه کار کردی! تازه این قسمتی از بحث است چند سال پیش که خیلی دیوانه بودم چندین کارتون عکس گرفتم بعضی از آن‌ها را پیش استادی بردم، فرمودند: وقت و فصل عکاسی مستند تمام شده برو سراغ آرت، این‌ها رو ول کن! و... یعنی توی کشور به انسجام و قطعیتی نرسیدیم شاید هم با توجه به این‌که هنر قطیت بردار نیست ولی فکر نمی‌کنید راجع به برخی اصول بایستی به اتفاق نظر جمعی برسیم و این نباشد که هر کس نظری را هر چند اشتباه به دیگران دیکته کند! این امر بازتاب‌هایی وسیع دارد. از آنجاست که در یک جمع داوری 5 نفر داور نمی‌توانند استدال واحدی در خصوص انتخاب یک اثر داشته باشند و حاصل سر خوردگی عده‌ای از افکار خلاق و خالص یک جای کار می‌لنگد و...


محسن. ب. [ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ ]

سلام. بیشتر با شما موافقم تا آن دوستِ همکارتان - یا نظر آقای جلالی که دوستمان در اینجا ارائه کرده است.
وقتی درباره ی تاریخ عکاسی و عکاسیِ مستند اجتماعی فکر می کنم، کاراترین عکسهای مستند اجتماعی از دید من، آثاری همچون "خانواده، لوتسارا، ایتالیا"ی پل استرند است؛ عکسی که از انسان(ها)، به عنوان سند، و با تواناییِ تحقیق بر روی آن ارائه شده است؛ عکسی که دهه ها بعد، باز هم بخاطر گیرایی آن در نشان دادن "شرایط انسانها"، بر روی آن تحقیق جدی شده و می شود. هدفم تعریف و تمجید بیش از حد، و تبلیغ عکس استرند نیست. این مثال را همیشه با چنین هدفی ارائه می کنم: برخی از آثار، نمونه های نابی از فرهنگ و زمان معاصر خویش هستند؛ ولی با اینحال، تاریخ مصرف آنها همان دوره ی زمانی و فرهنگیِ بخصوص نیست؛ فرای زمان و فرهنگ زمینه های مختلف، کاربردهای مختلف دارند؛ علاوه بر گالری ها که اصرار بر نمایش دادن این گونه عکسها دارند، برای محققان نیز کاربردی هستند. (البته هیچ عکسی تاریخ مصرف ندارد و "بی ارزش" نیست، ولی برخی نمونه ها ارزشمندترند.)


ش.الف [ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ ]

عکس مستند،ماده ای تاریخ ساز است(تاریخ اجتماعی،فرهنگ،سیاسی،هنر و...)،شاهدی است بر"بودن".مخاطب را در موقعیت"مشاهده ی مستقیم"قرار می دهد.اما در عکاسی مستند اجتماعی،نگاه جامعه شناسانه عکاس هدفی فراتر از تاریخ سازی و ثبت واقعیت را دنبال می کند.بیننده به تحلیل و تفسیر اجتماعی و کشف حقیقت ترغیب می شود.با سپاس.


س. سامانی [ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ]

سلام . به نظرم انسان محور بودن در عکاسی مستند به معنای داشتن یک نگاه در عکاسی است عکاس مستند اجتماعی عکسش را با ایده انسان محوری میگیرد. به قول استاد جلالی گاهی عکس دیوار هم می تواند عکسی مستند باشد. به هر حال با وجود سخت شدن تعاریف اما می توان تاحدودی یک چارچوب مفهومی برای عکس مستند در نظر گرفت


شاه حسینی [ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ]

در ضمن استاد سوالی که آقای حسین پور پرسیدند ، سوال همه ماست .
ای کاش میشد جلسه ای در این مورد تشکیل داد...
شنیدم اخیراً در مشهد چنین کارگاهی برگزار شده است . اگر موافقت بفرمائید من هم حاضرم در برگزاری این کارگاه هر کاری میتوانم انجام دهم
شما فقط موافقت بفرمائید و بنده را مطلع کنید تا بقیه کارها را به پیش ببریم.
مطمئناً قدمی بسیار مثبت خواهد بود .
من منتظر پاسخ حضرتعالی میمانم


شاه حسینی [ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ]

سلام استاد وقت خوش
درباره عکاسی مستند یه نکته به ذهنم میرسد :
در زمین شناسی به تمام جاذبه هایی که انسان در وجود آن دخالت دارد اکوتوریسم گفته میشود و تمام جاذبه هایی که انسان دخالت ندارد ژئو توریسم گفته میشود.
باعنایت به موارد گفته شده استنباط بنده این است که عکاسی مستند به تمام موضوعاتی گفته میشود که انسان دخالتی در آن ندارد (ژئوتوریسم) و مستند اجتماعی به تمام موضوعاتی اطلاق میشود که ساخته دست بشر بوده یا به موضوعات ارتباطی و زندگی روزمره انسان مربوط میشود . و فکر میکنم حتی عکاسی از حیوانات داخل باغ وحش یا یک غار حفاری شده نیز جزو عکاسی مستند اجتماعی قرار میگیرد.


مختار حسین زاده [ ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۹ ]

سلام استاد، ببخشید که این‌جا واستون پیام گذاشتم .یه سوال ازتون داشتم .معیار قضاوت‌ها و داوری‌های مسابقات عکاسی تو ایران چیه؟ من کم کم دارم به این فکر می‌کنم که فقط عکسای دوستان و شاگردای داورا انتخاب میشن .با این کارا عکاسای واقعی رو نا امید میکنن. / پاسخ: معیارهای داوری را باید یا حضوری یا تلفنی برایتان توضیح دهم. اما این اتفاق اگر می‌افتد، من نمی‌دانم می‌افتد یانه، ربطی به معیار داوری ندارد. ممکن است آن عکس از نظر داور خوب باشد و توجه کنیم که حداقل سه نفر داور باید آن اثر را تایید کنند تا وارد نمایشگاه شود. با یک رای که اثر وارد نمایشگاه نمی‌شود. دیگر این که تازه اگر فردی از کار شاگردش حمایت غیر اصولی کند با آبروی خود بازی می‌کند. تصور نمی‌کنم یک داور به خاطر یکی دو سکه آن هم برای شاگردش آبروی چندین و چند ساله‌اش را به حراج بگذارد. اما اگر کار ضعیف باشد و او صرفا برای خاطر شاگردش اصرار بورزد قطعا از دید من آدم (با پوزش) نادانی است. یادتان باشد نصف به اضافه یک رای از کل داوران باید کسب شود تا کار وارد نمایشگاه شود. در هر حال این را هم رد نمی‌کنم که که افرادی تمایل دارند کار شاگردانشان وارد نمایشگاه شود.


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.