امید
گفت و گوی سارا زند وکیلی را با سایت عکاسی خواندم. اولا من یک سلام و یک پوزش بدهکار سارا هستم. گویا در مراسم گشایش جشنواره فیروزه تبریز و در میان آن همه شلوغی او به من سلام کرده بود و من متوجه نشده بودم. (دوستی بعدا به این نکته اشاره کرد.) در مصاحبه او، امید موج میزند و با وجود پرسشهای مصاحبه کننده از شور و امید کناره نمیگیرد. برایش آرزوی موفقیت دارم.
سلام استاد من هم با نظر محسن موافقم .
سلام آقای عباسی، این پست رو خیلی دیر دیدم، ببخشید. نمی دونم چی بگم در مقابل این همه لطف شما. وظیفه من بود که زودتر از اینا برسم خدمتتون.. از محسن و کیارنگ عزیز هم ممنونم.
سارا زندوکیلی، به خوبی می داند که برای عکاس شدن، صرف عکاسی کردن کافی نیست. شور و انرژی او، در مدت زمان اندکِ عکاسی اش، از آینده ی درخشانش می گوید. برایش بیش از این را آرزو می کنم. و با کیارنگ بزرگوار نیز موافقم! بهترینها
بسیار درسها و دقیقهها است در جملات سادهی شما برای همهمان./پاسخ: سپاسگزارم کیارنگ عزیز.