عكس كاپا، اخلاق و پرسش دكتر نعما م. روشن
دكتر نعما م. روشن، (كه در سفر اخیر به مشهد در فرصتی كوتاه توفیق دیدارش حاصل شد،) در سایت عكاسی، پس از پرداختن به ماجرای عكس معروف رابرت كاپا سئوالی را مطرح می‌كند كه یكی از پرسش‌های حساس و اساسی در عكاسی به ویژه عكس خبری است. آن هم مسئله اخلاق در عكاسی است. اخلاق در عكاسی از آن مباحثی است كه در چند و چون آن بسیار قلم‌فرسایی شده است. البته در كشور ما، مثل بقیه موارد، تاكنون توجهی جدی بدان نشده است. برای ارزیابی مسائلی از این دست، دو دیدگاه خیرخواهانه را می‌توان برگزید و براساس هر یك، دلیل آورد.

1. خیر اكثریت مردم: از این منظر در نظر گرفتن منفعت جمعی هر حركتی را توجیه می‌كند حتی اگر از نظر معدودی غیر اصولی به نظر برسد. (همان مثال دكتر روشن: آزمایش نازی‌ها بر روی اسیران، كه منجر به خیر جمعی شده است.)

2. خیر همگان. دیدگاه دموكراتیك می‌گوید، در نظر گرفتن فقط نفع جمعی (اكثریت) حقوق فرد (اقلیت) را پایمال می‌كند. و این برخورد درست و انسانی نیست و باید نفع آنان را هم در نظر گرفت. راه حل: از دید من راقم این سطور قانونی طلایی در این مورد وجود دارد كه می‌گوید، « با دیگران چنان كن كه خواهی دیگران با تو چنان كنند.»
در این مورد به ماجرای ادی آدامز اشاره می‌كنم. ادی آدامز برنده جایزه پولیتزر و عكاس عكس معروف اعدام ویت‌كنگ توسط رئیس پلیس سایگون، یك بار در مورد عكسی كه در زمان جنگ نگرفته بود چنین تعریف كرده بود: «روی تپه‌ای در ویتنام، به اتفاق یك سرباز امریكایی، زمین‌گیر شده بودیم. مسلسل‌ها می‌غریدند. دور و برمان پر بود از جنازه. از همه سو آتش می‌بارید. من در فاصلة یك و نیم متری یك سرباز 18 ساله روی زمین دراز كشیده بودم. وحشتی وصف ناشدنی را در چهره آن جوان می‌دیدم. دوربین لایكای خودم را كه عدسی 35 میلی‌متری رویش نصب بود، جلو آوردم. سعی كردم دكمه شاتر را فشار بدهم. اما نتوانستم. دوباره سعی كردم این كار را بكنم ولی باز هم نشد. انگار انگشتم فرمان نمی‌برد. بعدها فهمیدم كه من هم به اندازه آن جوان از مردن می‌ترسیدم. فهمیدم كه چهره من هم مثل چهره او وحشت‌زده بود. دلم نمی‌خواست در آن حال كسی از من عكس بگیرد و تمام دنیا قیافه من را آن شكلی ببینند. هر چند كه چهره من و او بازگو كننده «جنگ» بود اما هنوز هم فكر می‌كنم كار درستی كردم كه آن عكس را نگرفتم.» آدامز در آن واقعه به قانون طلایی «با دیگران چنان كن كه خواهی با تو آن چنان كنند» توجه كرده بود. هر چند ممكن است او به تأثیر احتمالی آن عكس هم فكر كرده باشد، تأثیری كه ممكن بود پس از دیدن آن عكس بر دیگران بگذارد و مسیر جنگ را تغییر دهد. تأثیر آن عكس می‌توانست به نفع جامعه و جمع باشد. تردید آدامز در گرفتن عكس از آن سرباز جوان نادر است. اغلب عكاسان حرفه‌ای در چنین مواردی تردید نمی‌كنند. در مورد اصول اخلاقی گفتنی فراوان است فعلا شما را به دیدن این سایت دعوت می‌كنم تا بعد.
jahangir ramezani namin [ ۰۶ آبان ۱۳۸۷ ]

رسانه مهم تر است یا انسان؟ از نظر انسانی اگر کاپا به طور شانسی در آن لحظه حضور داشت بحث اخلاقیات دیگر مطرح نبود بلکه بحث فرایند انتقال تجربیات انسانی خود نمایی میکرد اگر بپذیریم که انتقال تجربه جنگ و مرگ جزو وظایف انسانی ماست به قول شما آدامز اشتباه کرده است ولی اگر کاپا عکس خود را شکار نکرده بلکه آن را کارگردانی کرده باشد حتمن باید در در دادگاه جنایی محاکمه شود حتی بعد از سالها گذشتن از مرگش. اما مثال شما در مقام مقایسه صادق نمیباشد (البته اگر قصد مقایسه داشته باشید؟؟؟؟) وضعیت کاپا با آدامز زمین تا آسمان است


فرانک [ ۰۵ آبان ۱۳۸۷ ]

همه عکاسان بالقوه این استعداد را دارند که نسبت به سوژه هایشان کاملا بی رحم باشند.

پاسخ: این چنین مطلق‌گرا نباشیم. همیشه احتمال دهیم كه شاید كسانی چنین نباشند. درسته؟


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.