Gorbe.jpg

تابستان 1340 چهارده ساله بودم. این گربه را دوست صمیمی پدرم به من داد. انسان شریفی بود. دوست پدرم را می‌گویم! گاهی در غیاب پدرم که اغلب در سفر بود مرا به سینما می‌برد. فیلم آواره، آقای 420 (راج کاپور)، دراکولا و چندین فیلم دیگر را با او تماشا کردم. یادش به خیر. اما گربه!

گیر داده بودم که از این گربه عکسی بگیرم که دارد کیهان بچه‌ها می‌خواند. می‌خواستم عکس را برای کیهان بچه‌ها بفرستم. بالاخره یک روز مجله‌ها را چیدم و گربه را وادار کردم که ساکت بنشیند تا من کارم را انجام دهم. عکس را گرفتم. آن موقع نمی‌دانستم که دوربین فلیکای من توانایی عکس گرفتن از این فاصله نزدیک را ندارد. عکس که چاپ شد دیدم واضح نیست (همین عکسی که می‌بینید). فکر می‌کردم دستم لرزیده. تصمیم گرفتم بار دیگر عکس دیگری بگیرم. باز مجله‌ها را چیدم. این بار گوش گربه به خواهش من بدهکار نبود. شلتاق می‌کرد. فیروز، دایی کوچکه که همسن من بود گفت یک تکه گوشت زیر مجله بگذاریم تا گربه تمکین کند. غافل از این که وقتی بوی گوشت به دماغ گربه خورد کاسه کوزه را به هم ریخت. گوشت را برداشت و در رفت. و من دلخور از این پیشنهاد، هیچوقت نتوانستم عکس مورد نظرم را بگیرم و حسرت به دل ماندم.

ordu_02.jpg

امشب به ضرورت عکس‌های روزهای بسیار دور خودم را زیر و رو می‌کردم. برخوردم به این عکس که اگرچه جزو عکس‌های اولم نیست اما جزو عکس‌هایی است که با نخستین دوربینم از اردوی مدرسه در 16 سالگی گرفته‌ام. (زمستان 1342، اطراف مرند، تبریز) به زعم خودم هنر هم به خرج داده‌ام که عکسی متفاوت باشد. (دوربین فلیکا، که دایی جان به من هدیه کرده بود با فیلم 120. دوربینی بدون تنظیم جدی.) عکس دوربین را در این جا (مطلب دوربین یا میکروسکوپ) ببینید.

 

نشریه نیوزویک بر روی جلد عکس محمود احمدی‌نژاد و در صفحه‌های داخل تعدادی از عکس‌های پائولو پله‌گرین از ایران را منتشر کرده است.

01_Gardner.jpg

الکساندر گاردنر

الکساندر گاردنر (1821 – 1882) عکاس امریکایی اسکاتلندی تبار ابتدا پیش متیو بردی کار می‌کرد. او به زودی آتلیه خود را به راه انداخت. گاردنر از جنگ داخلی امریکا عکس گرفت و آن‌ها را به صورت کتابی منتشر کرد. مجموعه عکس‌های او از اعدام متهمان به ترور آبراهام لینکلن (1865) شاید نخستین گزارش تصویری در تاریخ فتوژورنالیسم باشد.

02_Gardner.jpg

ژنرال جان هارت رنفت و افرادش که مامور اجرای حکم اعدام هستند.

03_Gardner.jpg

جمعیت در انتظار اجرای حکم اعدام توطئه‌گران، 1865

04_Gardner.jpg

ژنرال جان هارت رنفت حکم را می‌خواند، 1865

05_Gardner.jpg

طناب را بر گردن محکومان می‌اندازند، 1865

06 Gardner_1.jpg

جمعیت نظاره‌گر پیکر بی‌جان توطئه‌گران، 1865

07_Gardner.jpg

پیکر بی‌جان توطئه‌گران، 1865

08_Gardner.jpg

تابوت و گور توطئه‌گران، 1865

09_arnold.jpg

ساموئل آرنولد، پیش از اعدام در زندان، 1865

10_powell.jpg

لوییس پاول، پیش از اعدام در زندان، 1865

11_Atzerodt.jpg

جورج آتزرودت، پیش از اعدام در زندان، 1865

12__Herold.jpg

دیوید هرولد، پیش از اعدام در زندان، 1865

هفته پیش جوانی را در نمایشگاه دیدم که برای پایان نامه‌اش از من پی‌جوی مطالبی در ارتباط با ریچارد اودون شد. گفتم در عکسنامه مطلبی علیه نمایشگاه در غرب او چاپ شد که بد نیست آن را هم ببینی در جا گفت کدام شماره؟ به شوخی گفتم واقعا این را از من نپرس که دلخور می‌شوم. یعنی در این حد هم نمی‌خواهی زحمت بکشی؟ هرچند طاقت نیاوردم گفتم شماره یک! راستی تا کی قرار است موهای سر اودون را بشماریم و در باب شماره کفش سرکار خانم شرمن تحقیق کنیم در حالی که در این مورد هم پایان نامه داریم و هم مجله‌هایمان در حد رفع نیازهای اولیه مطالبی منتشر کرده‌اند و اینترنت هم که دستشان درد نکند یک اقیانوس مطلب. این در شرایطی است که در زمینه عکاسی خودمان ناشناخته و ناگفته فراوان داریم. در مورد تاریخ عکاسی دوره پهلوی و عکاسان و نمایشگاه‌های آن دوره چه قدر می دانیم؟ حتی عکاسی دوره جمهوری اسلامی چه قدر مستند شده است؟ انتظار می رود در این مورد حداقل اساتید راهنما و مدیران گروه‌های رشته عکاسی روشنگری کنند.
برای آگاهی از تلفظ واژه‌ها و نام‌های گوناگون (به 216 زبان حتی فارسی) به سایت FORVO.COM مراجعه کنید. واژه یا نام را وارد کنید، گوینده‌ای آن را تلفظ می‌کند. خیلی بهتر از آوانگاری فرهنگ و دائره‌المعارف کمک می‌کند. البته خبر ندارم جز این سایت سایت دیگری هم وجود دارد یا نه. خیلی تصادفی امشب به آن برخوردم.
در پاسخ یکی از خوانندگان: درست مثل هر مقاله مکتوب، مقاله تصویری طرح دیدگاه شخصی عکاس از یک موضوع است (برخلاف گزارش تصویری). الزاما مثل برخی از مجموعه‌های عکس پیاپی ترتیب عکس‌ها براساس زمان وقوع تنظیم نمی‌شود. بیشتر تفسیری است تا گزارشی بی‌نظر. سازماندهی تصاویر حول یک نظر انجام می‌گیرد. مانند هر مجموعه عکس، تک تک عکس‌ها در خدمت اثبات و تقویت مضمون اصلی و محوری است. بر خلاف داستان تصویری آغاز و پایان ندارد و فاقد گره‌افکنی، گسترش و گره‌گشایی است (که در داستان تصویری وجود دارد). پرداختن به مسئله، کامل و ژرف‌اندیشانه است. برای تهیه مقاله تصویری پیشاپیش به تحقیق دقیق و درست نیاز داریم. تکنیک در خدمت بیان قرار می‌گیرد.

متن زیر را دوست گرامی و ارجمندم آقای سروری مدیر محترم پایگاه چیلیک فرستاده است که عینا از نظرتان می‌گذرد. برای او و یاران مددکار چیلیک آرزوی توفیق روزافزون دارم. اسماعیل عباسی

« استاد بزرگوار  جناب آقای عباسی، با سلام و آرزوی سلامتی برای شما

با توجه به آخرین مطلب مندرج در وبلاگ شما استاد عزیز به تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ نسبت به درج اشتباه نام هوبرت عکاس در "پایگاه عکس چیلیک" به اطلاع می رساند که، سیستم نرم افزاری این رسانه به گونه ای است که اخبار مرتبط با موضوع عکاسی را در خبرگزاری ها جست و جو کرده و با ذکر منبع و تاریخ انعکاس خبر به نمایش در می آورد.

لازم به یادآوری است که منابع اخبار یافت شده –عینا- ذکر می شوند و بعضا! با مشاهده وجود اشکال در انشای واژگان و یا وجود نقص در ارایه اطلاعات در بطن خبر، هیچگونه تصحیح و ویرایشی در اخبار یافت شده توسط این پایگاه صورت نگرفته و نمی گیرد و بنا بر رعایت اصول امانت داری، خبر به همان شکل ارایه شده در رسانه مذکور منعکس می گردد.

لذا با توجه به درج اشتباه نام این عکاس در رسانه مورد نظر – جام جم آنلاین- و نقل این خبر از آن رسانه، توضیح به خدمتتان تقدیم گردید تا در صورت تایید، انجام خطای صورت گرفته را از این پایگاه مبرا دانسته و مخاطبین گرامی را نیز از این موضوع آگاه فرمایید.

سلامت و سعادت شما استاد متخلق را از درگاه مهربانش خواهانیم و همچون همیشه خود را محتاج راهنمایی های شما می دانیم.

"پایگاه عکس چیــلیــک"»

امروز در بعضی از پایگاه‌های خبری از جمله جام جم آنلاین (که عینا در پایگاه چیلیک هم نقل شده) دیدم که نام این عکاس را هوگ فان اس نوشته‌اند که غلط است. زیرا:
1. Hubert در زبان انگلیسی هیوبرت و در زبان هلندی هوبرت تلفظ می‌شود. و چون این عکاس هلندی است پس نام او را باید هوبرت نوشت. (مراجعه شود به فرهنگ تلفظ نام‌های خاص. انتشارات فرهنگ معاصر.)
2. مختصر شده نام او Hu است که انگلیسی شده آن می‌شود Hugh که در آن gh تلفظ نمی‌شود. (همان ماخذ.)
3. Van در انگلیسی ون (بر وزن من) و در هلندی وان تلفظ می‌شود. پس به یقین می‌توان گفت که نام وی هوبرت وان اس است و نه چیز دیگر.

از این نوع سهل‌انگاری‌ها در ضبط اسامی عکاسان قبلا هم دیده‌ایم.

تلفظ نام جیمز ناکتوی را به غلط نچوی می‌نویسیم و عجیب این که در صدد اصلاح هم بر نمی‌آییم. برای اطمینان به فیلم عکاس جنگ، ساخته کریستین فری مراجعه کنید. در جایی که خود ناکتوی نامه‌ای را می‌خواند با این جمله: Dear Mr. Nachtwey و او می‌خواند ناکت وی. علاوه براین مراجعه کنید به فیلم The War in Iraq, Through Photographers' Eyes که عکاسان موسس آژانس هفت  VII از جمله ناکتوی صحبت می‌کنند و ما بارها تلفظ نام او را ناکتوی می‌شنویم و نه نچوی.
یکی دیگر از این نام‌ها Kertesz (آندره کرتس) عکاس مجارستانی تبار است که به غلط کرتژ می‌گوییم.  Sz در زبان مجاری س تلفظ می‌شود (مراجعه کنید به Webster’s Biographical Dictionary صفحات مقدماتی و راهنمای تلفظ در زبان‌های مختلف.) علاوه بر این من از سفارت مجارستان هم تلفظ نام او را پرسیدم و گفتند کرتس. بد نیست بدانیم که این نام خانوادگی رایج در مجارستان و به معنای باغبان است. و علاوه بر آن‌ها مراجعه کنید به صفحه 369 فرهنگ تلفظ نام‌های خاص. انتشارات فرهنگ معاصر.
از این پس دقت کنیم و اشتباه‌ها را ترویج نکنیم. ان شائ الله.

Van_Es_01.jpg

هوبرت وان اس Hubert Van Es عکاس هلندی متولد 1941 امروز (15 آوریل 2009) در پی خونریزی مغزی و اغما در 67 سالگی درگذشت. وان اس عکس مشهورش را 30 آوریل 1975 در سایگون گرفته بود. 

Van_Es_02.gif

در پی پیروزی مردم ویتنام و شکست قریب الوقوع امریکا، هلیکوپتری بر بام ساختمانی در حال خارج کردن افراد و انتقال آن‌ها به کشتی است.

صفحه 1 از 13
[1]  2  ... > >> >>| صفحه بعدی